فابل چیست؟

فابل

    يكي از پركاربردترين و پرشنونده‌ترين انواع داستان‌ها، حكايت‌هايي هستند كه از زبان حيوانات نقل شده‌اند و امروزه نيز به اشكال ديگر عرضه و ارائه مي‌شوند. از كودكان و عوام گرفته تا بزرگسالان و فرهيختگان همواره از شنيدن آن‌ها لذت مي‌برند. 


    حكايت حيوانات، نوعي داستان يا قصه است؛ زيرا در تعريف قصه كه عبارت بود از: «تركيب خاصي در نقل حوادث – خواه واقعي و خواه خيالي- كه در خلال آن شخصيت‌ها رشد مي‌كنند و عناصر اصلي به شيوة معيني با يكديگر مرتبط مي‌شوند و با قصد معيني كه نويسنده دارد، در جهتي حركت مي‌كنند»(دایره المعارف اسلامی: ذيل قصه، ص2054) مي‌گنجد. توالي حوادث و «تلاش و كشمكش ميان دو نيروي متضاد و يك هدف»(ميرصادقي، 1364: ص19) كه از ويژگي‌هاي داستان يا قصه دانسته شده، كم و بيش در مورد اين حكايت‌ها نيز صدق مي‌كند. با اين حال در متون و آثار ادبيات فارسي، بر اين نوع داستان نام‌هاي متعددي اطلاق شده است. «حكايت»، از عامترين واژه‌ها از حيث كاربرد است.
 
 
فابل(Fable) يا حكايت‌ حيوانات چيست؟


     فابل (Fable) به معناي افسانه، داستان، دروغ، حكايت اخلاقي و حكايت گفتن (آريانپور، 1386: ص358) از ريشة لاتين Fabula گرفته شده است. اين اصطلاح در دوران قرون وسطي و رنسانس اغلب هنگام سخن‌گفتن از طرح يك روايت به كار مي‌رفت. در اصطلاح ادبي، فابل «داستان ساده و كوتاهي است كه معمولاً شخصيت‌هاي آن حيوان هستند و هدف آن آموختن و تعليم يك اصل و حقيقت اخلاقي يا معنوي است. البته فابل گاهي نيز براي داستان‌هاي مربوط به موجودات طبيعي و يا وقايع خارق‌العاده و افسانه‌ها و اسطوره‌هاي جهاني و داستان‌هاي دروغين و ساختگي به كار مي‌رود... شخصيت‌ها در فابل اغلب حيواناتند، اما گاهي اشياي بي‌جان، موجودات انساني يا خدايان هم در آن حضور دارند». (تقوي، 1376: ص92)


     در فرهنگ اصطلاحات ادبي جهان اثر شيپلي (Shipply) مي‌خوانيم: «در فابل حيوانات مطابق با طبيعت خود عمل مي‌كنند جز آن‌كه سخن مي‌گويند. موضوعات و مايه‌هاي اصلي در فابل بي‌شمار است و بخشي از فرهنگ عوام و ابداعات اهل مغالطه است. ديدگاه فابل واقعگرا و كنايه‌آميز است.» (Shipply,1970: p113)


     از مترادف‌ها و انواع مشابه فابل، آپولوگ (Apolouge) و حماسة وحوش (Beast Epice) است. آپولوگ هم حكايت كوتاه به نظم يا نثر است كه متضمن درس و تعليم اخلاقي مفيدي است و در بيش‌تر موارد شخصيت‌هاي آن حيواناتند.ت حماسة وحوش نيز يك حكايت تمثيلي است كه اغلب –نه هميشه- طولاني است و شخصيت‌هاي داستاني حيواناتند و سبك آن دروغين و ساختگي است. (تقوي، 1376: ص92)

    حكايت‌هاي موجود فارسي كه از زبان حيوان نقل شده‌اند، اغلب كوتاه، ساده، اخلاقي يا متضمن تعليم اخلاقي به‌ويژه اخلاق اجتماعي هستند و از اين‌رو در زمرة فابل‌ها مي‌گنجند نه قالب‌هاي مشابه ديگر.
 
توجه پژوهشگران ایرانی به فابل

     محققان فارسي‌زبان كه در باب حكايت‌هاي حيوانات مطالعه كرده و مطالبي نوشته‌اند، هريك نامي و عنواني خاص براي اين حكايت‌ها برگزيده‌اند (گرچه اغلب همان اصطلاح «فابل» را بر اين نوع حكايت اطلاق كرده‌اند).
دكتر عبدالحسين زرين‌كوب در مقالة سياحت بيدپاي از اصطلاح «فابل» استفاده كرده است، اما ايشان به ضرورت وضع يك اصطلاح مورد اتفاق اذعان كرده‌اند. باتوجه به قرابت معنايي افسانه و داستان و مثل و كاربرد هريك به جاي ديگري، اين عناوين نمي‌تواند فاصله‌اي بين انواع مشخص داستان را تعيين كند و دكتر زرين‌كوب معتقد است كه لفظ «داستان» و «افسانه» را به جاي فابل نمي‌توان پذيرفت؛ زيرا اين دو واژه توسع معنا يافته‌اند و بعد با ترديد واژة «مَثَل» را پيشنهاد كرده است(زرين‌كوب: 1353: ص490) پس از برشمردن ويژگي‌هاي اين نوع حكايت‌ها مي‌گويد: «فابل در زبان فارسي لغتي مي‌خواهد كه مصطلح واقع شود و در انتخاب آن لغت اگر حاجت افتد كه از زبان عامه نيز چيزي گرفته شود، به گمان ما باك نيست.» (همان: ص491)


     دكتر وحيديان كاميار در مقاله‌اي به نام «هنر افسانه‌نويسي» به جاي كلمة «فابل»، واژة «افسانه» گذاشته، اما در اولين پاورقي در مقابل «فابل‌نگاري» از واژة «قصه‌پردازي» استفاده كرده؛ يعني به جاي افسانه اين‌بار قصه گذاشته‌اند. (وحیدیان کامیار، 1370)


   در مقاله‌اي ديگر از مجلة الفبا به جاي فابل هم افسانه و هم داستان حيوانات و هم افسانة حيوانات آمده است. (جوادي، 1353: ص21-1)
همچنين در سلسله مقاله‌هاي محمدعلي جمالزاده همان واژة «فابل» به كار رفته است. (جمال‌زاده،1351: ص25 به بعد)

منابع و مآخذ:
 

آریان‌پور کاشانی، عباس- آریان‌پور کاشانی، منوچهر. فرهنگ انگلیسی به فارسی. چاپ چهل و سوم، تهران: امیرکبیر، 1386.
تقوی، محمد. حکایت‌های حیوانات در ادب فارسی. چاپ اول، تهران:‌ روزنه، 1376.
جمال‌زاده، محمدعلی. فابل در ادبیات فارسی. مجلة گوهر، جلد اول و دوم، 1351.
جوادی، حسن. طنز و انتقاد در داستان‌های حیوانات. مجلة الفبا، جلد چهارم، تیرماه، 1353.
زرین‌کوب، عبدالحسین. نه شرقی نه غربی. چاپ اول، تهران: امیرکبیر، 1353.
وحیدیان کامیار، تقی. حرف‌های تازه در ادبیات فارسی. چاپ اول، اهواز: جهاددانشگاهی، 1370.
 
منبع خارجی:
 
Shipply, Joseph; Dictionary of Word Literary Terms, London, 1970

    در بیشتر فابل‌ها مطالبی اخلاقی بیان می‌شود و داستان با اندرزی حکیمانه پایان می‌پذیرد. اینگونه قصه‌ها اغلب از تخیل سرچشمه می‌گیرد.

به نمونه های زیر در این خصوص توجإه نمایید:

در نمونه‌ی زیر از «منطق الطیر عطار»، «بوتیمار»(نام نوعی پرنده) نشان دهنده‌ی افراد خسیس است که با داشتن امکانات، نمی‌توانند از زندگی بهره‌ای ببرند. پس درآمد زود بوتیمار پیش        گفت ای مرغان من و تیمار خویش
بر لب دریاست خوشتر جای من      نشنود هرگز کسی آوای من
از کم آزاری من هرگز دمی           کس نیازارد ز من در عالمی‌
بر لب دریا نشینم دردمند             دایما اندوهگین و مستمند
ز آرزوی آب، دل پر خون کنم          چون دریغ آید، نجوشم چون کنم
چون نیم من اهل دریا، ای عجب    بر لب دریا به بمیرم خشک لب
گرچه دریا می‌زند صد گونه جوش   من نیارم کرد از و یک قطره نوش
گر ز دریا کم شود یک قطره آب       ز آتش غیرت دلم گردد کباب
چون منی را عشق دریا بس بود      در سرم این شیوه سودا بس بود
جز غم دریا نخواهم این زمان           تاب سیمرغم نباشد الامان
آنکه او را قطره‌ی آبست اصل          کی تواند یافت از سیمرغ وصل

 (شهد ادب)