فقر چیست؟
فقر گرسنگی نیست ،عریانی هم نیست.
فقر چیزی را نداشتن است ،ولی آن چیز تنها پول نیست،طلا و غذا هم نیست.
فقر همان گرد و خاکی است که بر کتاب های فروش نرفته ی یک کتاب فروشی می نشیند.
فقر کتیبه ی سه هزار ساله ای است که روی آن یادگاری نوشته می شود.
فقر پوست موزی است که از پنجره ی یک ماشین به خیابان پرت می شود.
فقر در همین نزدیکی است .
فقر، شب را بی غذا سر کردن نیست .
فقر،روز را بی اندیشه سر کردن است .فقر کوتاهی عمل با وجود علم داشتن است .
فقر قدر افراد کار آمد را ندانستن است.
فقر روکش های کنده شده،از یک اتو بوس شهری است .
فقر گوشی گمشده ی یک تلفن عمومی است .
فقر خیابان و پیاده روهای پر از زباله و سطل های زباله ی خالی شهر است .
فقر کار های نیمه رها شده است.فقر دل های کنار هم اما تشنه ی محبت است.
فقر غفلت از حال و روز همسایه است .
فقر دیوار ها وماشین های نوی خط خطی شده است .
فقر در نداشتن تحصیلات دانشگاهی نیست.
فقر در نداشتن معرفت و انسانیت است.
کمی بیاندیشیم
فقر در همین نزدیکی است .
فقر هدر رفتن آب در مکان های عمومی است.
فقر در بی تفاوتی های من و توست.
فقر در...
مراقب باشیم
به آن
مبتلا
نشویم