دنیا که شروع شد زنجیر نداشت .خدا دنیایی بی زنجیر آفرید.آدم بود که زنجیر ساخت.شیطان کمکش کرد . دل زنجیر شد . عشق زنجیر شد .دنیا پر از زنجیر شد .نام دنیای بی زنجیر اما بهشت است .امتحان آدم همینجا بود.دست های شیطان از زنجیر پر بود . خدا گفت:زنجیرت را پاره کن .شاید نام زنجیر تو عشق است .یک نفر زنجیر هایش را پاره کرد .نامش را مجنون گذاشتند .مجنون اما نه دیوانه بود نه زنجیری .این نام را شیطان بر او گذاشت.شیطان آدم را در زنجیر می خواست .لیلی مجنون را بی زنجیر می خواست.لیلی نمی خواست زنجیر باشد .لیلی ماند،زیرا لیلی نام دیگر آزادی است    (حسین زاده محمد)